نگاهی به کتاب «معنویت در موسیقی» (بخش سوم)
در تاریخ موسیقی کلاسیک ایران و غرب، نقل قولهایی از استادان برجسته وجود دارد که دیدگاه آنها را نسبت به هنر و معنویت آشکار میسازد. به عنوان مثال:
- حسین تهرانی: «نود و نه چیفا درصد اخلاق، یک درصد هنر.» این گفته نشاندهنده تأکید او بر ارزش والای اخلاق در میان هنرمندان است.
- ابوالحسن صبا: «روی هنر حساب کردن، استفاده کردن، انتظار تشویق و تقدیر داشتن و همه اینها خصایص کسانی است که به هنرمندی تظاهر میکنند و هنرمند واقعی نیستند.» صبا در اینجا حتی انتظار تشویق و تقدیر را نیز دون شأن هنرمند حقیقی میداند.
باید توجه داشت که این اظهارات به معنای نادیده گرفتن ارزش تشویق، تمجید یا دریافت دستمزد برای فعالیتهای هنری نیست؛ زیرا هر دو هنرمند برای تدریس و اجرای موسیقی دستمزد دریافت میکردند و از تحسینشدهترین هنرمندان زمان خود بودند. این سخنان بیشتر به هدف والای هنرمند در ارائه آثار هنری اشاره دارد و هنرمند را از تمرکز بر جلب توجه، تشویق یا کسب درآمد برحذر میدارد.
در فرهنگ ایرانی، هنر نه تنها بازتابی از عالم معنا و خانهای برای معنویت است، بلکه در ورزش نیز «فرهنگ پهلوانی» با آموزههای اخلاقی و انسانی غنی خود، نیرومندی را در خدمت انسانیت و خلق میداند، نه برای نمایش برتری فردی. این رویکرد در معماری زورخانه و نحوه ورود ورزشکاران به گود، با ابراز تواضع و فروتنی در برابر مردم، به زیبایی تجلی یافته و حتی مفهوم رقابت را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بلا بارتوک، آهنگساز مشهور مجارستانی، جمله معروفی دارد: «رقابت متعلق به اسبهاست نه هنرمندان!» این جمله از کسی است که امروزه چندین مسابقه و رقابت نوازندگی و آهنگسازی به نام او برگزار میشود. این تناقض ظاهری از آنجا ناشی میشود که بارتوک مخالف رقابت نیست؛ زیرا ذات اثر هنری با یگانگی و برتری پیوندی ناگسستنی دارد و این خصوصیات به طور طبیعی در هنر جاری است. همانطور که در رقابتهای ورزشهای باستانی ایرانی، برتری امری گریزناپذیر است، در هنر نیز رقابت وجود دارد، اما نباید به «هدف اصلی» تبدیل شود. هدف نهایی باید خلق آثار هنری ارزشمند و تأثیرگذار باشد، نه صرفاً نمایش برتری فردی.
در یک جمعبندی کلی، هنر و معنویت را میتوان لازم و ملزوم یکدیگر دانست که مخاطب را به تأملی عمیق در هستی و جایگاه انسان در آن دعوت میکنند. در این مسیر، گاه جلوهگری «هنر» به جلوهگری «هنرمند» منجر میشود که نوعی انحراف از مسیر اصلی معنویت و هنر است. از این رو، هنرمند باید پیوسته در آینه خودنگری بایستد و با خضوع، انضباط درونی و خوداصلاحی مداوم، مرز صداقت هنری و تظاهر را حفظ کند.