موسیقی کلاسیک ایرانی: چشم‌اندازهای آینده و نگرانی‌ها

15سپتامبر - by ins2012 - 0 - In دسته‌بندی نشده

موسیقی کلاسیک ایرانی و چشم‌اندازهای احتمالی آینده آن، موضوعی است که همواره مطرح بوده و با گذشت زمان، این پرسش که «آینده موسیقی ما چه خواهد شد؟» با صدای بلندتری شنیده می‌شود. این سؤال، ابزار اندروید چه در میان موسیقیدانان و چه در بین علاقه‌مندان به فرهنگ، اغلب بازتاب‌دهنده نگرانی عمیقی درباره سرنوشت یک گونه موسیقایی یا یک فرهنگ است، تا اینکه یک پرسش آینده‌پژوهانه باشد. چنین نگرانی‌هایی عمدتاً به جایگاه آینده یک نوع موسیقی مربوط می‌شود و در واقع، دغدغه اصلی، تداوم یا برتری یک گونه موسیقی خاص است.

طرح چنین پرسشی، اگرچه بی‌ربط نیست، اما تصویر روشنی از آینده ارائه نمی‌دهد و بیشتر برای دلگرمی کسانی است که در مواجهه با آینده نامعلوم، سعی در آرام کردن خود دارند. این نوع نگاه به آینده موسیقی، که اغلب با افسوس، وافریادا یا هشدارهایی همراه است که در پس آنها ترجیحات سلیقه‌ای نهفته است، بسیار رایج است.

در این زمینه، دو مقاله مشخص (کیانی ۱۳۷۴؛ روشن‌روان ۱۳۸۲) با فاصله حدود یک دهه، به آینده موسیقی در ایران (از دیدگاه هر نویسنده، موسیقی هنری و جدی) پرداخته‌اند. یکی از آنها آینده را متعلق به گرایش خود (موسیقی دستگاهی و مقامی) می‌داند و دیگری نوعی رنسانس را نتیجه آموزش رسمی و غیررسمی موسیقی پیش‌بینی می‌کند. همچنین، در مصاحبه‌ها و گفتگوهای غیررسمی، عباراتی مانند «میان‌مایه شدن»، «پاپ شدن»، «از میان رفتن»، «حذف» و «افول» موسیقی اصیل، سنتی یا کلاسیک به وفور شنیده می‌شود که همگی نشان‌دهنده نگرانی‌های مشابه درباره تغییرات آینده موسیقی هستند.

با این حال، من قصد دارم از این رویکرد رایج در پرسش از آینده فاصله بگیرم و با تکیه بر وضعیت کنونی و روندهایی که هم‌اکنون در حال شکل‌گیری هستند، تصویری از آینده ارائه دهم. این بدان معناست که اگر دگرگونی‌ها به همین منوال ادامه یابند و عامل ناشناخته و تعیین‌کننده‌ای وارد نشود، به احتمال زیاد به همان نقطه‌ای که در این مقاله ترسیم می‌شود، خواهیم رسید. بنابراین، تغییراتی که در اینجا بررسی می‌شوند، یکی از امکانات تحقق آینده هستند، اما ادعا می‌کنم که از جمله امکان‌های قوی محسوب می‌شوند؛ زیرا شواهد امروزی از تغییرات، تحقق آنها را در آینده نزدیک و میانه منطقی نشان می‌دهد.

پی‌نوشت:
1- خطوط کلی فرضیه‌ای که در این مقاله برای تغییرات و آینده موسیقی کلاسیک ایرانی مطرح می‌شود، ابتدا در گفتگوهای پرثمر روزانه با مسعود پدرام در تپه‌های اوین (سال‌های ۹۳-۹۴) شکل گرفت و سپس در یک گفتگوی زنده اینستاگرامی (به دعوت سعید یعقوبیان در سال ۱۴۰۰) صورت‌بندی دقیق‌تری یافت. بنابراین، لازم است از تعامل این دو دوست دانشور یادی کنم و سپاسی هرچند ناکافی به آنها بگویم؛ چرا که بخش قابل توجهی از صیقل نهایی آنچه در اینجا می‌خوانید، بدون وجود نازنین ایشان میسر نمی‌شد.